توهم سرمایه گذاری سریع

داستان توهم سرمایه گذاری آسان، پربازده و سریع در بورس

چند سال پیش رشد اقتصادی چین کمی با نوسان مواجه شد، این نوسان موجب شد، که بورس چین، یک سقوط ارزش را تجربه کند، در آن سال زیان حاصل از سقوط ارزش بورس چین، معادل با کل اقتصاد یونان بود!
حال یک سوال ساده، روش‌های تحلیل و ارزیابی بازار بورس چین آیا قابل استفاده در بورس یونان است؟ آیا میتونیم از روش‌ها و الگوریتم‌هایی که در شرایط بورس چین طراحی و استفاده شده‌اند، به همان فرم در بورس ایران استفاده کنیم؟ آیا از الگوریتم‌های بورس ژاپن چطور می‌تونیم استفاده کنیم؟

بازار بورس نیویورک، (NYSE) بزرگ‌ترین بازار بورس، از نظر میزان معاملات و ارزش بازار سرمایه در ایالات متحده آمریکا و جهان می‌باشد. این بازار بورس در ساختمان شماره ۱۱ وال استریت، منهتن جنوبی در شهر نیویورک واقع شده‌است. در سال ۲۰۰۶ با شروع بحران مسکن در آمریکا، موج آشفتگی و رکود در بازار بورس نیویورک ایجاد گردید، این موج سقوط ارزش بازار به صورت دومینو، تمام بازارهای جهانی را پشت سر گذاشت و تمام بازارها دچار نوسان و سقوط نسبی ارزش سهام شدند، اما این میان بورس اوراق بهادار تهران نه تنها سقوط نکرد بلکه، چند هزار واحد شاخص بورس افزایش پیدا کرد!
حال این سوال مطرح است، که این استقلال بورس تهران از سایر بورس‌های جهان، تا چه میزان است؟ به عبارت دیگر، نظام حاکم بر بورس تهران تا چه میزان بر سازوکار نظام بورسی جهان انطباق دارد؟ وقتی تمام بورس‌های دنیا به سیگنال بحران مسکن، واکنش منفی نشان می‌دهند، بورس ما چرا برعکس رفتار می‌کند؟ (مطمئنا دلیلش سیاست‌های جنگ طلبانه، سلطه گرایانه، خسمانه و … آمریکا نسبت به مردم ایران نیست!)
به صورت قطعی می‌توان گفت، هیچ تضمینی وجود ندارد، که روش‌ها و الگوریتم‌هایی که برای بازارهای مالی خارج از ایران کارآمد هستند، برای بازار ایران هم کارا باشند. در بهترین حالت نیاز است با تنظیم پارامترهای روش و الگوریتم آنان را بر بازار ایران منطبق کرد و در بدترین حالت کلا روش برای بازار ایران مناسب نیست.

برگردیم به بحث خودمان، سرمایه گذاران تازه کار با تبلغاتی مواجه می‌شوند که مفهوم آن “سرمایه گذاری آسان، پربازده و سریع در بورس” است. اگر در این دوره‌ها شرکت کرده باشید، متوجه شدید که، از تمام اقسام اطلاعاتی بورس (در بخش فهرست اقسام داده‌ها در بورس، این اطلاعات برشمارده شده‌اند)، تنها به روند قیمت، و به عنوان تحلیل‌های تکنیکی توجه می‌شود و در این روند قیمت به دنبال الگوهایی می‌گردند، که اساس اختراع، کشف و بکارگیری آن الگوها، منطبق بر بازارهای شرق و غرب (بجز ایران) است.
در این کلاس‌ها روش‌هایی آموزش داده می‌شود، که اساساً به درد نمی‌خورد! در واقع در این دوره‌ها بحث فقط به این محدود می‌شود که اگر نمودار قیمت فلان شکل و زاویه را پیدا کرد، احتمال افزایش قیمت سهم وجود دارد و اگر فلان حالت شد، قیمت ریزش خواهد داشت. نکته اینجاست که فلان شکل مورد نظر اول بار توسط یک شخص در یک بازار برای یک نوع سهم خاص مشاهده شد، پس چه تضمینی وجود دارد، که در یک دوره زمانی دیگر (حداقل ۲۰ سال بعد) در بازار ایران و برای شرکت‌های قندی و یا شرکت های پتروشیمی کارایی داشته باشد؟ اصولا نبایست کار کند!
اما، نکته اینجاست، که کار می‌کند! بعضی ها در بازار بورس از روی شکل نمودار قیمت تشخیص می‌دهند، که این سهام افزایش قیمت دارد یا کاهش قیمت.
در واقع روش کار نمی‌کند، و ذات سهام ارزش افزایش قیمت را ندارد. اتفاقی که افتاده این است، که سال‌های سال است که، آموزش بورس در ایران بسیار سطحی و صرفاً محدود به روش‌های تشخیص الگو شده است، طبیعتاً افراد زیادی این روش‌ها را می‌شناسند. و زمانی که یک الگو سودده در قیمت یک سهام مشاهده می‌کنند، تعداد زیادی از آنان برای خرید آن سهم تلاش می‌کنند، طبیعتا، این تلاش موجب ایجاد صف خرید برای آن سهم و حساس شدن سایرین به آن می‌گردد و نتیجه اینکه صف بلندتر شده و قیمت نیز افزایش می‌یابد.
به زبان دیگر، این رفتار سرمایه‌گذاران است، که موجب افزایش قیمت می‌گردد و نه ذات خود سهم.
نکته جالب داستان اینجاست، که همیشه در این شرایط فروشنده نیز وجود دارد! واقعا چرا بایست، یک سهامدار سهامش را که بی دلیل افزایش قیمت داشته را بخواهد بفروشد؟

از طرف دیگر، اگر ۲۰۰ تا سهم در بازار فعال باشد و بررسی روند قیمت هر سهم ۳ دقیقه وقت بخواهد برای تحلیل تکنیکال بازار هر فرد نیاز به ۶۰۰ دقیقه (۱۰ ساعت) زمان دارد. و این زمان را شخصی قرار است صرف کند که به دنبال روش‌های سریع و چشمی و ساده در انتخاب سرمایه‌گذاری است.

اینجاست که موج سازان وارد داستان می‌شوند.

موج سازان، براساس نیاز بازار ایجاد شده‌اند، در این بازار تعداد زیادی سرمایه گذار وجود دارد، که تنها الگوهای ساده تکنیکی را می‌شناسند و حوصله بررسی تمام بازار را ندارد. پس موج سواران یک سهام را انتخاب می‌کنند، سپس با روش . . . و یا روش . . .، قیمت سهام را تغییر می‌دهند و الگوی مورد نظرشان را بر روی قیمت پیاده سازی می‌کنند (در واقع شکل مورد نظرشان را بر روند قیمت سهام ترسیم می‌کنند)، سپس از طریق سایت‌های و شبکه‌های خود برای آن سهم اقدام به تبلیغات می‌کنند، با این عنوان که “بشتابید، بشتابید، امروز و فقط امروز، روند قمیت این سهام از خود الگوی X درآورده، و همه میدونیم که این یعنی، سهام سودده است، بخیرید از این سهم تا فرصت از دست نرفته” سرمایه‌گذاران نیز طبیعتا با دانش خود الگو را می‌بینند و میشتابد، نتیجه این هم ایجاد صف، حساس شدن بازار و افزایش بی دلیل قیمت سهام است.
حال همین کار را اگر برای کاهش قیمت سهام انجام دهند، می‌توانند سهام را ارزانتر از قیمت واقعی بخرند و سپس گرانتر از قیمت واقعی به خلق الله بندازند، که اسمش میشه موج سازی و بعدش موج سواری.
در واقع موج سواران از تنبلی سرمایه گذاران استفاده می‌کنند، اما برای من سوال اینجاست، که این سرمایه گذاران که با تلاش، کوشش و استفاده از دانش و تجربه، پول را به چنگ می‌آورند، چرا فکر می‌کنند بدون تلاش و دانش می‌توانند پول بیشتری از بازار سهام به چنگ بیاورند؟
سال‌هاست که آموزش در خصوص بازار بورس به شناسایی چند الگوی روند قیمت محدود شده است و سایر روش‌ها علمی و دقیق‌تر عملا، در منابع دانشگاهی و فقط به صورت تئوری یافت می‌گردند. اما چرا؟